آيه هاي ترديد

اين ها نه زخم هايي است كه در زندگي، در انزوا، مثل خوره ذره ذره روح آدم را مي خورند و مي تراشند، و نه حرف هايي است كه آدم به سايه اش مي گويد تا خودش را به او معرفي كند. بلكه حرف هاي سايه اي است با خودش؛ سايه اي كه آدمش رفته، نيست ديگر.

My Photo
Name:

"All my life I've been harassed by questions: Why is something this way and not another? How do you account for that? This rage to understand, to fill in the blanks, only makes life more banal. If we could only find the courage to leave our destiny to chance, to accept the fundamental mystery of our lives, then we might be closer to the sort of happiness that comes with innocence."

20071230

من وسط ميوه را دير پيدا کردم
وسط واقعيت فعلی ست
سيب را به دو نيم ببُر
دعا می کنم که راست نباشد

من چيزی دارم که تو هیچوقت نمی توانی بخوری
آب قلبم را کشيده ام، روحم را سوزانده ام
به قلبم ياد داده ام که رشدم را متوقف کند
دعا می کنم به زیبایی (در رحمت الهی) بميرم

مرا در برف پنهان کن
دارم می ميرم، اميدوارم تو هم بميری
مرا در برف پنهان کن

1 Comments:

Anonymous younas said...

وسط واقعيت فعلي ست
----------
دركش برام سخت بود .. مخصوصآ تيكه اي كه گفتي مرا در برف پنهان كن

Thu Jan 10, 10:12:00 AM GMT  

Post a Comment

<< Home